تبليغاتX
کرانه ی آبی


تقدیم به محضر ولی عصر که حتی لحظه ای از زندگیم را برای او زندگی نکرده ام.

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

از جاده ی سه شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به آیینه

آن قدر خیره شد شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره بین به تماشای من گرفت

آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه ها گذشت

بی تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب ؟! هیچ یک

دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا

از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پیایان گرفت کار

تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

 

این پست قراره آخرین پست من باشه توی این وبلاگ حداقل برای این ترم چون وقتیکه آدم، به جزء خودش در قبال بقیه هم مسئول میشه وقتی قولایی که میده سنگینه وقتی قرار می ذاره که حداقل یه ترم فقط درس بخونه تا گره ای از کارش وابشه ، وقتی به این نتیجه میرسه که نمی تونه دوسوای دیگه به خاطر عمر ی که از یکی گرفته به خاطر حرفایی که زده توی یه جایی مثل وبلاگ یا ... در قبال خدا پاسخگو باشه باید بره تا بسازه یا سازش داشته باشه تا بتونه یه جاده بسازه برای سفر یا سازش داشته باشه با یه همسفر فرقی نمی کنه .

اینجا توی همین فضا از همه ی خوبایی که می یومدن و می رفتن تشکر می کنم. و معذرت می خوام که عمری از اونا رو گرفتم حق نگهدارتون

دعا میکنم که همه یآدما خوشبخت بشن البته به گفتهی استاد خوشبخت کسیه که بدونه توی هر لحظه از زندگیش چی مهمه و انو انجام بده و دعا کنید ما مسلمونا سر عهد و پیمانمون بمونیم.

خدانگهدار 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 0:13 توسط کرانه |

داغ ها کار را هم از یاد می برن

 

هوالحق

 

سلام به همگی .اغلب فکر می کنیم چون خیلی گرفتاریم به خدا نمی رسیم اما واقعیت این است که چون به خدا نمی رسیم خیلی گرفتاریم!

 

این از آن جمله های حکیمانه ای است که استاد(خورسندی) توی مسجد گفت.این روزها بچه های انجمن اسلامی ما سرشان خیلی شلوغ شده به تعبیری گرفتارن امیدوارم گرفتاریهاشون پلی برای رسیدن به خدا باشه براشون. بگذارید اطلاعات انجمنی ها یمان را بدهم.

 

فردا یکشنبه ۱۰آذر برنامه ی طعم دار دارند. ماهم اولش درست و حسابی نمی دانستیم چیه و قراره چی بشه اما گویا یه حاج آقای به نام وفسی(صدبار تکرار و حجی کردیم تا تونستیم اسمشونو یاد بگیریم)درباره ی ازدواج با طعم بادوم زمینی بگه. البته به دلایل امنیتی برنامه به صورت مجزا ست. خواهران ۳-۵ برادران هم ۶-۸ تالار خوارزمی دانشکده فنی

 

دوشنبه. جشن ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س)

 

سه شنبه : تجلیل سبز(تجلیل از دانشجویان برتر دانشکده ی فنی و هنر)

 

چهارشنبه:جشن جنبش ماندگار(به مناسبت روز دانشجو با حضور سرکار خاانم رجائی فر) خانم رجائی فر را که می شناسید چقدر خاکی و مهربون هستن و البته با صداقت کاش می تونستم باشم.

 

پنجشنبه:؟؟؟ آهان دعای کمیل بچه ها رو می برن زیارت امامزاده یحیی برادر امام رضا (ع)

 

جمعه : اونطور که ما با خبر شدیم برخلاف دفعه های قبل که می بردن منزل یک شهید قراره این جمعه ببرن گلزار شهدا البته هنوز مطمئن نیستم اما گویا میثاق با شهداست اونم کاش بودم

 

شنبه : مراسم سخنرانی با موضوع روابط ایران و آمریکا با سخنرانی دکتر جلالی... توی یکی از این کمیسیون ها ی مجلسه الان هنگ کردم.

 

اما یکشنبه : تجلیل سبز دانشکده های پایه و علوم انسانی که اینا هم جداست و شاگرد ممتازا رو تحویل میگیرن.

 

همه ی اینا از یکشنبه ۱۰ آذر تا دو شنبه ۱۷ آذر خواستم بگویم با این همه نمیشود آرام نشست و هیچ نگفت خدا لعنتشان کند.

 

نمیشه بی خیال گذشت حتی اگه سر هفته رو با یه برنامه ی خوشگل شروع کنی و آخرشم یه بحث داغ داغون سیاسی داشته باشی . واقعا نمیشه فراموش کرد که همین الان که من نشسته ام و دارم به کار دوستم که داره اسلاید سازی می کنه نگاه می کنم یه عده تو غزه دارن از سرما می لرزن و بچه های معصومی هم روی دست مادرشون پرپر میزنن.

 

کاش میشد ...

 

کاش کاری ...

 

کاش ...

 

خدا نابودشان کند....


 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 1:14 توسط کرانه |