تبليغاتX
بیکران
گاهی وقتها آدم نیاز به تنوع دارد اوووووووووف اینقدر که سیاسی خوندم هنگ کردم. خبر زیر محض تنوع می باشد
ماجراي صهيونيست "مخلص" و خودكشي همسرانش!
هر يك از همسرانم در يك منطقه از "اسرائيل" زندگي مي‌كنند و هر وقت كه من به ديدن آنها مي‌روم، از روي عشق و علاقه‌اي كه به من دارند، حتي به وسيله كفش‌هاي من،خود را متبرك مي‌كنند.
به گزارش سرويس بين الملل "جهان"، يك شهرك نشين صهيونيست كه حدود 50 سال سن دارد و ساكن شهر "تل آويو" است، در حال حاضر 32 زن و 89 فرزند از آنان دارد
اين شهرك نشين صهيونيست كه "گويل راتزون" نام دارد داراي انديشه‌هاي يهودي بسيار افراطي است، ادعا مي‌كند كه تمام همسران وي از اين كار او راضي هستند.
 
وي مي‌گويد: من به همسرانم به هيچ وجه اجازه نمي دهم كه با مردان غريبه صحبت كنند و يا با خانواده‌هاي خودشان تماس بگيرند زيرا اين كار حرام است!(نمردیمو معنی حرام رو هم فهمیدیم)
 
"گويل راتزون" در ادامه مي‌افزايد: خوردن گوشت، سيگار كشيدن و پوشيدن لباس هاي عريان و نيمه عريان جزو كارهاي كاملا حرام است كه بر همسران من انجام آن ممنوع است.
 
نكته قابل توجه اين است كه همسران اين مرد يهودي معتقدند او "مخلص خدايي" و داراي "قدرتي الهي" است!
 
"راتزون" طي گفتگويي با شبكه دهم تلويزيون رژيم صهيونيستي گفت:برخي همسرانم فهميده بودند كه مي خواهم از آنان جدا شوم، از همين رو تصميم گرفته بودند به طور دسته جمعي خودكشي كنند.
 
وي در ادامه افزود: هر يك از همسرانم در يك منطقه از "اسرائيل" زندگي مي‌كنند و هر وقت كه من به ديدن آنها مي‌روم، از روي عشق و علاقه‌اي كه به من دارند، حتي به وسيله كفش‌هاي من،خود را متبرك مي‌كنند.
 
من با خوندن این خبر بسیار اندوهناک شدم و با خود اندیشیدم که چه حقوق بشری در حال له شدن است و فردا صبح عازم اسرائیل خواهم شد تا یک کارگروه زنان تشکیل بدهم و  برایشان کلاس بگذارم.  گریه ام بند نمی آید
چون متوجه شدهام هیچ نقشه ای در کشور ما کشوری به نام اسرائیل را نشان نمی دهد این واقعا دیگر له شدن یه عده آدم مشهور است آدم هایی که نون در خون میزنن و دارن می خورن به اصطلاح یه چششون اشکه یه دستشون خونه رو چه طور نشون نمیدید؟ واویلا....
 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 15:25 توسط کرانه |

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 1:1 توسط کرانه |

ترمی گذشت ....

بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش

وقتی رسیده بود به نقض مثال ها

تازه شروع گشت تمام سوال ها

این شعر آخرین غزل ترم جاری است

ترمی گذشت بر من و انگار سال ها

بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش

از رو نرفتم هرچه همین بود فال ها

بابایمان در آمد ای شعر بی خیال

خسته شدم ز پرسه زدن در خیال ها

من زیر بار شعر غزل ضعف کرده ام

تب کردم از مرور همه احتمال ها

وزن بیت قبلی من را به هم زده

لعنت به فاعلات و مفاعیل و فال ها

سلام غزه شنیده ام که این روز ها کمی آرام شده ای و نامرد های روزگار در برابر تو کم آوردهاند. بدان اینجا بودند کسانی که برایت فریاد کشیدندو مشتاق آمدن به سمت تو بودند. غزه بدان داغ کودکان و جوانان تو هنو بر دل ما مانده است . هر روز چیزی شبیه شعله از وجودمان بر می خیزد و فریاد می کشد مرگ بر اسرائیل. حتی اگر هزاران آتش بس سوری بسته شود.

مرگ بر اسرائیل

ما هنوز داغدار تو ایم  غزه...

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:19 توسط کرانه |